|
هر چند ديگر حرف دل از قلم پیدا و پنهان واژه های آغاز فصل افتاده
اما هنوز هم شعر شکوفه شعر دیگریست
بياييم سبزی این الفبای تازه را به بغض قافیه های سربی تاخت نزنیم
من به آخرین سطر نانوشته هايم می اندیشم
به جایی که این همه واژه با یک نقطه عاقبت غروب می کند
هر چه از الفبای تو حرف برمی دارم تا تمام شوی
لابه لای این همه خطوط مبهم و واژه ندیده دوباره از سر سطر آغاز می شوی
با این همه هنوز هم به تقدس تند یک حس عاشقانه مثل همیشه
دوستت دارم
اما باور کن نمی دانم به کجای این قصه باید عادت کنم
وقتی تو عاقبت می روی و من دوباره در هيچ گم می شوم
سرما از تلاقی گیج زمین و زمان خط می خورد و این قصه
دوباره از نو با سلام آشنای بهار تا به تا می شود
(عروسک)
پیوست:
۷ خرداد ... تولد دوست عروسکه ( فریده جونم ) دلم برات تنگیده عزیزم تولدت مبارک
۸ خرداد ... تولد خود عروسکه  |